ادوارد سعید در میان سال‌های ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۱، در چهار مقاله که در مطبوعات آمریکایی منتشر شدند، عملکرد رسانه‌های آمریکایی در انعکاس اخبار مربوط به جهان اسلام، انقلاب اسلامی ایران و تسخیر سفارت آمریکا در تهران را تحلیل کرد. تمایز برداشت‌های سعید از این وقایع در قیاس با دیگر تحلیلگران غربی و نقدش به رسانه‌های آمریکایی ناشی از این بود که او به نقش ایالات متحده در سیاست‌های داخلی ایران توجه می‌کرد. سعید، در این مقالات، آنچه آمریکاستیزی ایرانیان نامیده می‌شد را با توجه به مسائلی نظیر اهمیت استراتژیک ایران به عنوان منبع انرژی برای ایالات متحده، کاپیتولاسیون، نقش سیا و موساد در تاسیس ساواک و تربیت نیروهای آن تبیین می‌کند.


سعید در بخشی از این کتاب در دومین مقاله خود با نام «اسلام از منظر غرب» می‌گوید: «از بسیاری جهات وضعیت واقعی امروز ما شباهت هراس‌انگیزی به نمونه‌های انگلیس و فرانسه قرن نوزده دارد. حتی اگر تجاوز نظامی اتفاق نیفتد، پیامدهای این امر گسترده خواهد بود. اسلام برای اروپا و به طور کلی برای غرب به شکل ثابتی به عنوان یک تهدید نمایان شده است. امروزه این پدیده بیش از هر زمان دیگری نمایان است، چرا که از یک طرف، هم‌گرایی رسانه‌ای گسترده‌ای وجود دارد در مورد آنچه که ظهور، بازگشت یا طغیان اسلام نام گرفته است. از طرف دیگر چنین به نظر می‌رسد که بخش‌هایی از اسلام -در میان آنها فلسطین، ایران و افغانستان- که در دستخوش فرایندهای متفاوت و ناهمسان توسعه تاریخی شده‌اند هژمونی سنتی غربی (و به طور خاص آمریکایی) را به چالش بکشند. [...] بنابراین اسلام یا معادل توده نامتمایزی از نفت‌فروشان شمشیر به دست است و یا به سخنان رهبری اسلامی خلاصه می‌شود که از قضا در حال حاضر قربانی خارجی سهلی به شمار می‌آید».