دبیرستان شبانه‌روزی وِلتون بر چهار اصلِ «سنت»،‌ «افتخار»، «انضباط» و «سرافرازی» بنیان نهاده شده است. تاد اندرسن، نیل پری، ناکس اورستریت، چارلی والتون و عده‌ای از دوستان آن‌ها بعد از ورود به این مدرسه با معلم ادبیات جدید‌شان، آقای کیتینگ آشنا می‌شوند و همین آشنایی باعث می‌شود تا آن‌ها رازی قدیمی را در مورد «انجمن شاعران مرده» برملا کنند. انجمنی که خود آقای کیتینگ از بنیان‌گزاران این گروه مخفیِ وِلتون بوده است.

کتابِ «انجمن شاعران مرده»، اقتباسی‌ست آزاد از نمایشنامه‌ای به همین نام نوشته‌ی تام شولمن که در سال ۱۹۸۹ نسخه‌ی سینمایی آن با بازیِ رابین ویلیامز و کارگردانیِ یتر ویه‌ر ساخته شد که در زمان خود با استقبال بی‌نظیری همراه بود. ولی نکات مثبت و منفی زیادی در مورد این اقتباس و حتی نسخه‌ی سینمایی و فیلنمامه‌ی اصلی آن وجود دارد. کتابِ نوشته شده توسط نانسی اچ. کلاین‌باوم برداشتی است نسبتاً آزاد از حوادث روی داده در فیلنامه که جزئیات نسبتاً متفاوتی با اصل فیلمنامه و نسخه‌ی سینمایی آن دارد.

تام شولمن این فیلنامه را بر اساس زندگانی خود در دوران تحصیل‌اش در آکادمی مونتگومری در شهر نشویل ایالت تِنِسی ایالات متحده نوشته است. نانسی کلاین‌باوم هم این اقتباس را چند سال بعد از اکران موفق فیلم انجام داده تا این موفقیت به کتاب او هم منتقل شود. کلاین‌باوم، متولد سال ۱۹۴۸، نویسنده و ژورنالیست در نیویورک امریکا زندگی می‌کند و این اقتباس او اتفاقات جالب توجهی را به اصل داستان اضافه کرده که نمونه‌ای از آن اضافه شدن متن اشعار معاصر امریکا و بریتانیا در لابه‌لای داستان‌ است.

چند سکانس از فیلم بی‌نهایت تاثیرگذار ساخته شده‌اند و توانسته‌اند شاید با سادگیِ تمام تفکری را دگرگون کنند. اولین خروج شبانه‌ی پسرها از خوابگاه به رفتن‌شان به سمتِ غاری که جلسات انجمن در آن برگزار می‌شد شاید یکی از بهترین صحنه‌ها این فیلم باشد. اشتیاقی که در چهره‌ی تک‌تک‌شان دیده می‌شد باعث به وجود آمدن انگیزه‌ای شد که رفته‌رفته ظرف و مظروف به هم غلبه کردند. دومین صحنه تاثیرگذار، صحنه‌ی خودکشیِ نیل پری و تشریفات قبل از آن اتفاق است. یک تصویر کامل از یک جنون! وقتی که کارد به مغز استخوان می‌رسد و دیگر تابِ تحمل چیزی نیست و باید کار تمام شود. صحنه‌ی از خواب پریدن پدر نیل پری مکمل این سکانس زیبا بود. سومین سکانس زیبا و تاثیرگذار، استیصال و جنونی بود که تاد اندرسن بعد از شنیدن خبر خودکشیِ نیل پری به دست آورد. به هیچ رسیدنِ اجباری که تاد ظرفیت آن هیچ‌شدگی را نداشت. فرار از واقعیتی که شاید خود آن‌ها –انجمن شاعران مرده- به آن دامن زدند و تشدیدش کردند و در نهایت بهتری و برترین سکانس این فیلم، اتحاد دوباره‌ی اعضایِ «انجمن شاعران مرده» در انتهای فیلم و در هنگام خداحافظیِ آقای کیتینگ رخ می‌دهد. وقتی که همگی ترس‌را کنار می‌گذارند و با عزمی مضاعف به بالای نیمکت‌های خود می‌روند تا مهر تائیدی بزنند بر تفکری که سعی داشت به آن‌ها بیاموزد چگونه باید اندیشید و چگونه باید تفکر ساخت. اتحاد مثال‌زدنیِ انتهای فیلم و پشتِ پایی که به سنت‌های آموزشی و پرورشی دهه‌های قبل و آریستوکرات –البته نه صرفاً نخبه پرور- و کنسرواتیو و منزوی می‌زنند، بی‌توجهی که به مدیر ارشد مدرسه‌ی وِلتون می‌کنند که جایگزین آقای کیتینگ مهربان شده، همه‌ی آنها باعث می‌شود تا همه بچه‌ها ترس را فراموش کنند، مصمم باشند و با اتحادی که ناخواسته بین‌شان به وجود می‌آید به جنگ سنت‌های غالب بروند و آینده‌ای نو و بکر را برای خود و آینده‌گان‌شان به ارمغان آورند.

شاید تمامی این نتیجه‌گیری‌ها در سکانسی خلاصه شود، که آقای کیتینگ در جلسه‌ی دوم کلاسِ ادبیات، به دانش‌آموزان خود می‌گوید تا مقدمه‌ی کتابِ «درآمدی بر شعر معاصر» خود را پاره کنند و به اشتیاق به سطل زباله بیاندازند. شاید همین تلنگری به آن‌هاست تا خود را از قیود اضافی و محدودیت‌های دست‌ساز انسان برهاند، و با جهانی آزاد روبرو سازد تا بتوانند بدون دغدغه‌ی خاطر فکر کنند و بیاندیشند. «انجمن شاعران مرده» نه در قالب یک فیلم بلکه در قالب یک اندیشه توانست دوست‌داران خود را در نقاط مختلف جهان دست‌چین کند و بعد از گذشت ۲۴ سال از اکران این فیلم باز هم بتواند حرفی نو برای مخاطب‌اش داشته باشد و آن «توانِ اندیشیدن» و «ساختنِ تفکر نو» در قشر نئوانتلکت و انتلکت این روز‌های جوامع بشری است.

تنها گفته‌ی انتهایی بعد از این نوشته‌ها، پیشنهاد دیدن فیلم و خواندن کتابِ «انجمن شاعران مرده» است.

نویسنده: تام شولمن / کارگردان: پیترویه‌ر / با بازیِ رابین ویلیامز / محصول سال 1989