جامعه شناسان غربی در تقسیم بندی خود از مفهوم ”نسل“ به تعاریف جالبی رسیده‌اند. در ابتدا قبل از ورود به طبقه بندی این نسل‌ها سعی میکنیم یک تعریف واحد از نسل ارائه کنیم. در ترمینولوژی و واژه‌شناسی این کلمه در لغتنامه‌های معین و دهخدا آمده است نژاد، فرزند، دودمان، ولد، اخلاف. در مرور نظریه فرگشت انسان میتوان به تفصیل از نسل‌های مختلف بشری صحبت کرد و انواع آن را مطالعه نمود. از زمان جدا شدن انسان از سایر کپی‌های بزرگ جسه خود سرده انسان‌ها مختلف مطرح شده‌اند. انسان‌های ماهر و گاتنگی، انسان‌های رودولفو و گرجی، کارورز، راست قامت، سپرانن سیس و پیشگام، هایدلبرگ، روزیایی نئاندرتال، فلورسی و در نهایت می‌رسیم به انسان خردورز و خردمند امروزی که هرکدام تاریخ تفصیلی جداگانه‌ای در تبارشناسی انسان دارند. جارد دایموند، در کتاب ‏«سومین شامپانزه» اشاره میکند که در حدود 50 هزار سال پیش «جهش بزرگ رو به جلو» انسان با استفاده متفکرانه از ابزار آغاز می‌شود. انسان‌شناسان مواردی همچون تخصصی نمودن ابزارها، استفاده از تصاویر سازماندهی فضای زندگی و تشریفات و همچنین معامله پایاپای را به عنوان نمونه‌های بارز از «رفتار نوین انسان‌ها» بان می‌کنند. در انقلابی بودن پیدایش رفتارهای نوین در انسان‌ها هنوز اتفاق نظری به دست نیامده است. در مقاله «انتخاب طبیعی در جمعیت انسان امروزی» به نوشته بیارز، اوبانک و گووینداراجو بیان شده است ”انتخاب طبیعی در جوامع انسان‌های امروزی نیز رخ می‌دهد. موارد ثبت شده‌ای از تکامل در انسان‌های امروزی شامل طولانی شدن دوره بارداری و کاهش میزان کلسترول، قند خون و فشار خون می‌باشد “. همچنین کاکران و هارپندینگ در کتاب «انفجار ۱۰٫۰۰۰ ساله» می‌گویند: ” همچنین بحث تسریع تکامل انسان پس از (و در نتیجۀ) توسعۀ کشاورزی و تمدن در حدود ۱۰٫۰۰۰ سال پیش نیز مطرح است. ادعا می‌شود که این موضوع باعث ایجاد تفاوت‌های اساسی ژنتیکی بین جوامع انسانی امروزی شده‌است “. ریچارد داوکینز در مقاله «جادوی واقعیت: چگونه می‌تواند فهمید چه چیز واقعی است؟» با بیان سوال بنیادی «اولین انسان چه کسی بوده است؟» مطرح می‌کند که: ” از جمله پرسش‌های اساسی که در طول تاریخ ذهن بشر را به خود مشغول داشته این است که اولین انسان چه کسی بوده‌است؟ با پیشرفت‌های حاصل شده در زمینۀ زیست‌شناسی تکاملی، امروزه می‌توان این مسئله را از نظر علمی مورد بررسی قرار داد. برای پاسخ به این پرسش باید توجه نمود که فرایند فرگشت در مورد همه موجودات و از جمله انسان فرایندی تدریجی، پیوسته و زمانبر است و در یک نسل اتفاق نمی‌افتد. ریچارد داوکینز این فرایند را به رشد انسان تشبیه می‌کند. همانگونه که شما در طول رشد نمی‌توانید دقیقاً لحظۀ تغییر از مرحلۀ نوزادی به مرحلۀ کودکی و یا تغییر از کودکی به نوجوانی را تعیین کنید، در فرایند فرگشت نیز نمی‌توانید دقیقاً یک موجود را از والدینش متمایز کرده، او را گونه‌ای جدید بنامید. پیدایش گونه‌ای جدید پدیده‌ای است که با گذشت زمانی طولانی و نه در یک نسل اتفاق می‌افتد. بنابراین پاسخ این پرسش را می‌توان اینگونه بیان کرد: انسان خردمند امروزی نتیجه فرگشت میلیون‌ها نسل از موجودات زنده از بدو پیدایش حیات است و در این میان هیچ کدام از این موجودات را نمی‌توان به عنوان اولین انسان محسوب کرد یا به عبارت دیگر اولین انسان هیچ‌گاه وجود نداشته‌است“.

در گذشت زمان و تغییر زمانه و جوامع گوناگون، جامعه شناسان نسل معاصر را از بعد از قرن نوزدهم در فاز جداگانه و جدیدی مورد بحث قرار می‌دهند. شاید بتوان دوباره از واژه فرگشت در تبیین این نسل‌های جدید استفاده کرد. انقلابی که تا قبل از مدرنیسم و ورود ماشین به زندگی بشری تولد نیافته بود و اکنون در طی یک صده از عمر حیات بشری مدرن، تعاریف جهان برای زندگی را دگرگون ساخته است.