منوی اصلی
وبلاگ امین هوشمند
یک زبان‌شناس؛ سعی دارد حرف‌های جدی بزند
  • سریال After Life سیلی محکمی است برای انسان پسامدرن. وقتی تقلا میکنیم که همه چیز خوب است، وقتی این زندگی مصرفی را عادت کرده‌ایم، وقتی به زندگی نگاهیمنفعلانه داریم؛ یک ریکی جرویز لازم است تا محکم بخواباند زیر گوش ما تا به خودمان بیاییم که این زندگی آنقدرها هم که از دور به نظر می‌رسد دل‌رحم نیست.
    سکانس به سکان و پلان به پلان این سریال دو فصلی -تا به امروز- طعم زندگی می‌دهد. البته نه از آن طعم‌ها زننده و مصنوعی که در زندگی روزمره احساسش میکنیم و میبینیم. نه، اتفاقا طعم خالص زندگی، از آنهایی که کامو و نیچه به ما شناسانده‌اند. این سریال نگاه ویژه و بکری به مسئله انسان دارد. انسان در مرکز دنیا نیست. قرار هم نیست این دنیا به کام انسان‌اش بچرخد. در واقع یک ریکی جرویز نیاز است تا این را به ما در یک کمدی سیاه به ما بفهماند، انسان موجودی سراسر تنهاست. این تنهایی با کسی پر نمیشود و با رفتن کسی هم به وجود نمی‌آید. این تنهایی ذات بشر است. حتی در وانفسای خیره شدن به سنگ قبر آدم‌ها و مرور خاطرات شیرین گذشته.
    سریال After Life در همان دقیقه‌های اول فصل اولش من را درگیر خودش کرد. درگیر سادگی و بی‌پروایی افسارگسیخته‌اش. وقتی کارگردان در گفتن حقیقت با بیننده شوخی ندارد، میخواهد مشت محکمی بزند به بیننده معاصر که قربانی این سریال است. ریکی جرویز را با آن طنازی‌های گزنده مراسم‌های هالیوودی و سینمایی میشناسیم. کسی که با هیچ بنی‌بشری تعارف ندارد. از سوپراستارهای هالیوودی که دستمزدهای میلیون دلاری میگیرند تا وقایع تاریخی مثل هولوکاست، چیزی نیست که از دم تیغ این هنرمند به سلامت گذشته باشد. در این سریال دو فصلی هم ریکی جرویز همان است، گزنده، گستاخ و بی‌تعارف. قرار است در این دوازده قسمت به شما بدوبیراه بگوید و محکم به صورت‌تان سیلی بزند، تا شاید زندگی را آنطور که هست ببینیم.
    دیدن این سریال، چیزی نیست که بشود به همه پیشنهاد کرد. اگر دنبال خودآزاری و غم خودخواسته و نوعی مازوخیسم افراطی هستید، قطعا سریال After Life گزینه مطلوب برای شماست.
    آخرین ویرایش: 1399/08/19 03:35 ب.ظ
      لینک های مرتبط:
    ارسال دیدگاه
  • با هر خط از این نویسنده، بیشتر از ژان تولی متنفر میشم. یک داستان ضدانسانی، ضداجتماعی و ضدتمدنی. یک زباله به تمام معنا که البته این زباله‌اش نسبت به زباله قبلی؛ «مغازه خودکشی» قابل تحمل‌تر بود.

    حوصله زیاده‌گویی در مورد این کتاب رو ندارم. اقتباس نویسنده از یک اتفاق واقعی که در قرن ۱۸ در فرانسه افتاده و یک حادثه تاثیرگذار بوده هم نمیتونه از عمق نفرت من بهش کم کنه. همونطور که توی کتاب قبلیش گفتم، این تفکر، این قلم، این رویکرد به انسان و زندگی، چیزی جز نفرت نیست. توده مردم گناهکار نیستند. توده مردم قربانی تصمیم گیری غلط هستند. حتی توی این کتاب و این داستان و این اتفاق واقعی. ژان تولی به من ثابت کرد که تفکری متعفن، نژادپرست و رترواکتیوی داره و اتفاق‌هایی که این روزها در فرانسه شاهدش هستیم، دقیقاً نشأت گرفته از همین افکار بورژووازی ضدمردمی هست. برای درک درست اتفاقات یک ماه اخیر فرانسه کافیه این کتاب رو با عینک شفاف‌تری بخونیم.

    فرانسه تا بوده همین بوده. یک کشور بی‌سر و ته، با مردمی بی‌سر و ته، و جامعه‌ای بی‌هویت. مردمی که در عرض مدت کوتاه از پادشاهی به دموکراسی و دوباره از دموکراسی به پادشاهی برگشتند. مردمی که در دنیای معاصر با علم کردن برج ساختگی در وسط پاریس تمام جنایت‌های تاریخ فرانسه رو فراموش کردند و یک سانتی‌مانتالیسم کذایی و چندش آور رو به خورد جهان دادند. همیشه از تنفر خودم نسبت به مردم فرانسه گفتم؛ ولی شاید این چند خط توضیح مناسب و کوتاهی باشه برای دوستانی که از من دلیل این تنفر رو میپرسیدن.

    در هرصورت، این کتاب با وجود استناد تاریخی، برای من بی‌ارزش بود. در زندگی و جهان زیستی اجتماعی، تنها یک چیز اهمیت داره، و اون هم ارزش دادن به جامعه هست. انداختن همه تقصیرها گردن یک توده اجتماعی ساده‌ترین و سخیف‌ترین کاری هست که ابزار قدرت در دنیای مدرن یاد گرفته.

    ارزش این کتاب برای من ۱ از ۵ بود. شاید برای شما طور دیگه‌ای کارکرد داشته باشه. نظری داشتید توی کامنت‌ها با من به اشتراک بذارید
    آخرین ویرایش: 1399/08/14 09:06 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • تصمیم داشتم نقدی مفصل برای این کتاب بنویسم. ولی با مشورتی که با چند نفر از دوستانم کردم، پشیمان شدم. فقط می‌خواهم به چند نکته مثبت و منفی اثر اشاره کنم و بس. دلیلش هم این بود و هست که نویسنده خواسته بود با فرار از چهارچوب ژانر و رمان، سر خواننده را گول بمالد. این کتاب به ظاهر «رمان» سراسر دروغ است. حتی کلماتش هم نتوانسته‌اند آنرا در قاموس ادبیات بگنجانند. نویسنده دروغ گفته، روی دروغش پافشاری کرده، و خواننده مجبور شده همه آنها را باور کند.

    نکته مثبت و روشن این کتاب یک مفهوم بود که نویسنده‌اش را بابت آن تحسین می‌کنم؛ زندگی و تلاش برای زنده ماندن. یگانه هدف همه ما همین است؛ زندگی. ولی مشکل من با رویکرد خالق این اثر است. هویت فردی و هویت قبیله‌ای ارجح شده به خود زندگی. راه زندگی این نیست برادر. زندگی در میان مرزها جریان دارد. این مرزها هستند که باید و نباید می‌سازند. البته عجیب نیست تو و هم‌کیشان تو هیچگاه به هیچ مرزی معتقد نبوده‌اید. انسان مدرن مرزها را ساخته تا آسیب‌ها را کمتر کند. تا هویت‌اش را حفظ کند. تا به قول خودت؛ ناموس‌اش را از گزند موج‌های بی‌قرار اقیانوس برحذر دارد. ولی اندیشه تو سراسر علیه ادعایت است.

    سرزمینی که از آن صحبت میکنی، آن کوهستان‌ها، آن جنگل بلوط، حتی آن جهنمی که از دستش فرار کردی، اسم دارد؛ اسمش ایران است برادر! آن خورشید تابان، همیشه بر فراز ایران می‌تابد! حتی روزهایی که به قول تو «یک طرفش عراقی‌ها بودند و یک طرفش ایرانی‌ها». خوشحالم که تو خودت را ایرانی نمیدانی! خوشحالم که هنوز هستند آدم‌هایی که امثال تو را تف می‌کنند جایی دور، در وسط اقیانوس، در زندانی که برای نمردن دست و پا بزنی! خوشحالم که خودت را ایرانی نمیدانی. اسم آن سرزمینی که از گفتنش اکراه داری «ایران» است برادر.

    در این به اصطلاح رمان‌ات، تنها دوبار «ایران» را به کار بردی، آن هم نه به شکل اسم، که معنای میهن داشته باشد. «ایرانی» یک صفت است و خودت را به این صفت نمی‌چسبانی. حتی در صفحه اینستاگرامت هم ننوشتی ایرانی. تو خودت را ایرانی نمی‌دانی. در این کتاب هم ایرانی‌ها حضور ندارند. فقط گروهی هم کیش خودت هویت دارند. هویتی محدود در قعر چاهی که اندیشه‌ات ساخته است. نهایت این‌ها همان داد و بیدادی هست که سال‌ها از ته چاه فریاد زده‌ای و با پژواک فریاد خودت سرمست شده‌ای.

    امیدوارم بعد از پاپو گینه‌نو، نیوزیلند به تو خوش بگذرد برادر…

    کارکرد این کتاب برای من -صفر- از پنج بود. ولی چون به زندگی ایمان دارم و تلاش نویسنده برای زنده ماندن را می‌ستایم، دو از پنج.
    آخرین ویرایش: 1399/07/27 10:51 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • ساختن امید به زندگی و اساسا‌ کلیدواژه «امید» و «شور زندگی» در گفتمان سیاسی و اجتماعی مدرن در جهان، چیزی جز نگاه لیبرال به زندگی نیست. «مغازه خودکشی» که مدعی کمدی‌فانتزی سیاه برای نقد اجتماعی دو دهه اخیر جهان -که البته جهان اروپایی- است، چیزی جز به سخره گرفتن «انسان» و مشکلاتش نیست. اینکه در‌یک بزنگاه شخصی با دیدن لبخند یک کودک در یک فروشگاه لوازم خودکشی از مرگ خودخواسته‌اش پشیمان شود، تنها و تنها نسخه اربابان میانه‌رو با عینک لیبرالی هست که برنامه‌ریزی کرده‌اند نیروی کارشان برای سال‌های متمادی حفظ شود. اینکه آدم‌ها در سن جوانی خودکشی میکنند، بزرگترین لطمه را به اقتصاد و بازار آزاد این دار و دسته هواخواه فریدمن میزنند. اینکه در انتهای کتاب تصمیم میگیرند مغازه خودکشی را فقط برای «سالمندان» جایز بدانند، همان سیاست «حذف فیزیکی» مردم به خاطر عدم پرداخت حقوق بیمه‌ای سالمندان است. نیروی کار جوان به از بازنشسته جیره و مواجب خوار! این همان اقتصاد لیبرال و نگاه ابزاری‌ به انسان است.

    این کتاب در کمال وقاحت تمام تلاش خودش را کرده تا ارزش «اُتانازی» را تا خوراندن چند سم عنکبوت و نفس انسان مرده و داستان جن و پریان تقلبل دهد. اتانازی یک انتخاب فلسفی برای انسان در‌ مواجه شخصی و فطری خودش با عقوبت مادی است. انسان مدرن دچار پوچی است. انسان پسامدرن، از این پوچی برای پول درآوردن استفاده میکند.

    حرف آخر اینکه؛ این کمدی‌فانتزی سیاه دقیقاً همان چیزی هست که مردم اروپایی -ایضاً هموطن مغرق در باد اروپا- میخواهند. تورقش کنند، پز روشنفکری بگیرند، از خواندن دردنامه معکوس انسان‌ها آه و واه و چه‌چه کنند و با پای خود وارد گردابی شوند که «آزادیخواهانِ فوکل کراواتی» برایشان پیش‌بینی کرده‌اند.

    مغازه خودکشی برای من کار نکرد. اگر ده-پانزده سال پیش بود، من هم مرعوبش میشدم، ولی نشد. اگر نگویم بدترین کتابی که این روزها خوانده‌ام، قطعاً یکی از بدترین‌هایی هست که متاسفانه یک روزه خواندمش.


    آخرین ویرایش: 1399/07/27 10:51 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • توی این ویدئو میتونید نقد و بررسی سریال جذاب پلیسی-جنایی پری میسون را مشاهده کنید. این سریال در زیرمجموعه‌های نوآر ساخته شده و داستان جذابی برای روایت کردن داره.


    مینی سریال Perry Mason اقتباس تازه‌ای از مجموعه داستان‌هایی پرطرفدار در سبک جنایی است که از شبکه‌ی HBO پخش می‌شود. این کاراکتر نزدیک به یک قرن است که با ماجراهای خود، مردم ایالات متحده را سرگرم می‌کند. داستان این سریال کوتاه در سال ۱۹۳۲ و دوران رکود اقتصادی بزرگ ایالات متحده روایت می‌شود. پری میسون یک کارآگاه خصوصی در قلب نیویورک است که باید در گیر و دار اوضاع اجتماعی و اقتصادی نابه‌سامان آن دوره، پرونده‌ی چند مورد آدم ربایی را سر و سامان بدهد.
    آخرین ویرایش: 1399/07/28 10:24 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 8 1 2 3 4 5 6 7 ...
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic